تبلیغات
< head> سید شهـاب الدین حیدری منش - فلسفه وجودی ما چیست و برای چه آفریده شده ایم؟
چهــــل حدیث 1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : .([1]) پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید. 2ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([2]) فرمود: هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد. 3ـقالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) .([3]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى كرد. حضرت فرمود: كار این شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمین مى زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است. 4ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) .([4]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبلیغ و هدایت مى نمایم; و تو وجه اللّه مى باشى، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظیرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من. 5ـ قالَ (رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: اى ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین مى باشد، چرا چنین نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است. 6ـ وَ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([6]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: غذاى خود را با (تناول نمودن كمى) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه دیوانگى، پیسى، جُذام، درد و ناراحتى هاى حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مى باشد. 7ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: بدترین افراد كسى است كه آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنیاى دیگرى بفروشد. 8ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: در سه چیز براى امّت خود احساس خطر مى كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدایت و معرفت پیدا كرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى. 9ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قیامت كشانده نمى شود: ایجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نیك دیگران. 10ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نماید. 11ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11] ) فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با یكدیگر سلام و مصافحه نمائید و موقع جدا شدن براى همدیگر طلب آمرزش كنید. 12ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائید چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند. 13ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) : .([13]) فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نیك مانع آن مى باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت. 14ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: بر شما باد رعایت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضى از ـ آن ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چیزى محروم گرداند كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به دیدار تو نیاید به دیدارش برو. 15ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس تكّه اى نان یا دانه اى خرما در جائى ببیند، و آن را بردارد و میل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گیرد. 16ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16]) فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است. 17ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مى باشد. 18ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([18]) فرمود: هیچ پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال هایش به لغت سریانى نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روى زمین مى باشند. 19ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. 20ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([20]) فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گریزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گریزان است، خداوند چنین جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ایشان برمى دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى ایمان از این دنیا خواهند رفت. 21ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([21]) فرمود: دانشمندى كه بین گروهى نادان قرار گیرد همانند انسان زنده اى است بین مردگان، و كسى كه در حال تحصیل علم باشد تمام موجودات برایش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گیرید چون علم وسیله قرب و نزدیكى شما به خداوند است، و فراگیرى علم، بر هر فرد مسلمانى فریضه است. 22ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([1]) فرمود: هر كس به دیدار و زیارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زیارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشین دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنیا با من همنشین شود، در آخرت همنشین من خواهد گشت. 23ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([2]) فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نماید، و هر كه با زنى به جهت زیبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد دید، و كسى كه با زنى به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته هاى او را تأمین مى گرداند. 24ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([3]) فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زیاد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت. 25ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([4]) فرمود: شكم خود را از خوراك سیر و پر مگردانید، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هایتان مى گردد. 26ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: هر كه ریاست و مسئولیتى را بپذیرد و بداند كه أهلیّت آن را ندارد، ـ در قبر و قیامت ـ جایگاه او پر از آتش خواهد شد. 27ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([6]) فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعیف و بى دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بى دین كیست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگیرى از كارهاى زشت نمى كند. 28ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نماید. 29ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهمیّت مى دهند تا مبادا مریض شوند ولیكن اهمیّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند. 30 ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئیدن سبزیجات مى باشند. 31ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بیفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش مى گرداند. 32ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11]) فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیكو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامى دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید. 33ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى یابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشید با چه كسى دوست و همنشین مى باشید. 34ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([13]) فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هیجده درجه، و انجام صله رحم بیست و چهار درجه افزایش خواهد داشت. 35ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: هیچ مؤمن و مؤمنه اى مریض نمى گردد مگر آن كه خطاها و لغزش هایش پاك و بخشوده مى شود. 36ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس بزرگ سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختى ها و مشكلات در أمان مى دارد. 37ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16 ]) فرمود: تمامى چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گریه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بیدار بوده باشد. 38ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: سرور و سیّد مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سیّد و سرور انسان ها در قیامت پرهیزكاران مى باشند. 39ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([18]) فرمود: جبرئیل مرا موعظه و نصحیت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بین تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتیجه و پاداش آنرا خواهى گرفت. 40ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چیز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خوشنودى و خشم، میانه روى در نیاز و توانمندى، بخشیدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، دیدار خویشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و این كه خاموشیم اندیشه و سخنم، یادآورى خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد. .

فلسفه وجودی ما چیست و برای چه آفریده شده ایم؟      

 

 

 

الف) مقدمه


تذکر این نکته را به عنوان مقدمه خاطرنشان می سازیم که: [آفرینش] لباس [بوجود آمدن] است که خداوند آن را بر پیکره [نیستی] (عدم) پوشانده و با [بوجود آوردن همه] آنها را از زاویه نیستی به گرمای خورشید هستی منتقل ساخته؛ از این رو [وجود] خود نعمتی است که از آبشار الطاف الهی سرچشمه گرفته و اگر چیزی که امکان و شایستگی آفرینش و به وجود آمدن داشت اما آفریده نمی شد آن وقت جای انتقاد بود. زیرا با نگاه عقل و فطرت به خوبی آشكار می شود؛که همیشه [بودن] و [داشتن] بهتر از [نبودن] و [نداشتن] است.
درباره هدف آفرینش چند نکته گفتنی است؛
اول آنكه، معناى هدف باید مشخص شود. [هدف براى هر کار و هر راه، نقطه‏اى است كه آن راه و کار، به آن ختم مى‏شود].
دقت كافى در این نكته، ما را از خطاهاى بسیارى ایمنى مى‏بخشد. در طول تاریخ بشر، این خطاها بر سر راه كسانى قرار گرفته است كه به معناى صحیح [هدف] نیندیشیده و یا آن را نیافته‏اند. از این رو، به غلط آنچه را كه لازمه زندگى و یا از اجزاء حیات دنیوى بشر بوده و در مواردى ایده‏آل براى بخشى از زندگى به حساب مى‏آمده، هدف براى كل حیات تلقى نموده‏اند؛ و با توجه به چگونگى این تلقى و انتخاب، دچار زیان در زندگى یا شكست‏هاى روحى شده‏اند. در این باب، مى‏توان به كسانى اشاره كرد كه بهره‏مندى از لذت‏ها و شهوت‏ها را هدف دانسته‏اند؛ در حالى كه این تصور غلطى است؛ چرا كه آنچه جزء زندگى است نمى‏تواند هدف زندگى باشد. براى چنین افرادى پس از پایان زندگى، یعنى حیات دنیوى، رسیدن به هدف، هیچ تصویرى ندارد. یا كسانى كه رسیدن به مدارج عالى علمى را هدف زندگى خود دانسته‏اند، علاوه بر آنكه ممكن است در رسیدن به این مطلوب ناكام مانده و به دلیل احساس شكست، دید منفى و مأیوسانه‏اى نسبت به زندگى بیابند؛ در صورت موفقیت نیز، پس از پایان زندگى دنیوى، نیل به هدف دیگر براى آنان معنا نخواهد داشت. بنابراین، باید [زندگى] و [هدف از زندگى] از یكدیگر متمایز شوند و آنچه داخل در محدوده زندگى است، هدف زندگى تلقى نشود. به هر صورت، هنگام پرداختن به پرسش از هدف زندگى، باید مافوق حیات طبیعى قرار گیریم؛ تا سراغ آن را در حیات طبیعى محض و شئون آن نگیریم.
براى آگاهى بیشتر: عبدالله نصرى، تكاپوگر اندیشه‏ها (زندگى، آثار و اندیشه‏هاى استاد محمد تقى جعفرى)، ص 220.
دوم: باید هدف را به درستى بشناسیم. روشن است كه متفكران و اندیشمندان بسیارى در همه جوامع با توجه به مكاتب گوناگون در طول تاریخ، هدفهاى متفاوتى براى زندگى ترسیم و ارائه كرده‏اند. امّا این بدان معنا نیست كه همه این نظرها درست و همه این هدفها صحیح شناخته و به دیگران شناسانده شده باشد. ضدیت و یا تناقض بسیارى از این هدفها، نشانگر صحت این مدعا است.
بیان یك مثال قدرى از اهمیت این نكته پرده بر مى‏دارد.
فرض كنید بیمارى دارید كه نیاز فورى به دارویى خاص دارد. از طرفى، شما مى‏دانید كه این دارو تنها در یك داروخانه عرضه مى‏شود؛ امّا شما این داروخانه را نمى‏شناسید. اكنون درمى‏یابید كه دانستن نام یا مشخصات این داروخانه از طرفى و یافتن آدرس آن از طرف دیگر؛ تا چه حد ضرورى و جدى است. یعنى، همان قدر كه دانستن نام و مشخصات داروخانه براى یافتن دارو مهم است، این كه شما از كدام خیابان و به چه شكلى بروید تا به آن داروخانه برسید، اهمیت خواهد داشت. بدون شك اگر نام و آدرس و چگونگى رفتن به داروخانه به صورت اشتباه در اختیار شما قرار گیرد، لطمه‏اى جانسوز و جبران‏ناپذیر براى شما در پى خواهد آورد.
در اولین قدم از جستجو، براى یافتن هدف زندگى و راه رسیدن به آن، پاى ما به زنگ خطرى برخورد مى‏كند كه هر چند تكان‏دهنده است، براى هوشیارى و دقت بیشتر سودمند خواهد بود. آن زنگ خطر با زبان خود به ما چنین مى‏گوید: [تنها یك بار این راه را خواهى رفت و یك بار زندگى را تجربه خواهى كرد] این اخطار و گوش زد مهم و جدّى، ما را بر آن مى‏دارد كه با دقتى متناسب با اهمیت موضوع و موشكافى بسیار، به كاوش بپردازیم و ضریب اطمینان بالایى براى یافته خود دست و پا كنیم.
با توجه به نكات مذكور متوجه خواهیم شد كه شناخت هدف زندگى، كار آسانى نیست تا در توان ما یا امثال ما كه خود براى اولین و آخرین بار از این راه مى‏گذریم، بگنجد. گویى باید دستى از آستین غیب برآید و با انگشت اشاره‏اى، هدف و سمت و سوى آن را به ما بنماید.
خوشبختانه و با كمال شعف باید بگوییم این دست برآمده و در تعیین هدف و چگونگى رسیدن به آن، كارى كارستان كرده است. خداوند مهربان كه دوست دارد ما سعادتمند و نیك فرجام باشیم و برناتوانى ما در این باب، علیم است؛ حكیمانه و مشفقانه در حالى كه به همه جهان هستى احاطه داشته، رمز و راز آن را از آغاز تا انجام مى‏داند؛ هدف زندگى و راه رسیدن به آن را به خوبى و پله پله به ما مى‏آموزد؛ و ما كه این را كامل‏ترین و مطمئن‏ترین تعلیم مى‏دانیم، با استفاده از آیات قرآنى یعنى سخن خداوند آن را براى شما باز مى‏گوییم.
خداوند متعال در آیات گوناگون این حقیقت را براى ما بازگفته است كه همه جهان هستى و از جمله انسان به عالم بالا بازخواهند گشت و فرجام تمامى امور و پایان زندگى به سوى خداوند و از آنِ اوست:
[وَ إِلَى اللّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و فرجام كارها به سوى اوست]، (لقمان / 22).
[وَ إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ و [همه] كارها به سوى خدا بازگردانده مى‏شود]، (آل عمران / 109).
بر این اساس هدف، غایت، فرجام و آرمانى كه اسلام براى بشر تصویر كرده است، فقط خداست و بس. آدمى با جدا شدن از اصل و حقیقت خویش كه همان [روح خدا] است، دوباره به سوى خداوند در حركت است و در واقع تمامى جهان به سوى آن هدف در سیلان و جریانند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم رو به سوى آن هدف و غایت داریم. هدفى كه ماوراء زندگى و عالم مادى بلكه محیط بر عوالم بالاتر، برتر و دیگر است. بنابراین، هدف از زیستن آدمى در این دنیا، بازگشت مختارانه و آزادانه اوست به اصل خویش؛ و این عبارت است از حركت و صعود و بازگشت به سوى خداوند.
به بیان دیگر، انسان تنزل یافته باید تلاش كند تا دوباره خود را پاك گرداند و كمالات از دست رفته، محدود شده و یا زیر حجاب قرار گرفته خود را باز یابد و به حقیقت اصلى خود نائل شده، در موطن حقیقى یعنى قرب حضرت حق فایز گردد.
اما چگونگى رسیدن به این هدف و كیفیت این بازگشت را نیز خداوند متعال خود روشن ساخته است. حضرت حق، رسالت تبیین این چگونگى را بر دوش برترین انسان‏ها یعنى انبیاء قرار داده است و در واقع در پرتو پیروى از ایشان و عمل به هدایت‏ها، ارشادات و تعالیم آنان است كه آدمى مى‏تواند به اصل خود یعنى حقیقت انسانیت و روح خدا كه هدف اصلى، اصیل و اساسى زندگى اوست، دست یازد. به بخشى از آیات خدا در این باب توجه فرمایید: [...فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْكُمْ ذِكْراً * رسُولاً یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِ اللّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ...؛ پس اى خردمندانى كه ایمان آورده‏اید از خدا بترسید. راستى كه خدا سوى شما تذكارى فرو فرستاده است: پیامبرى كه آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‏كند، تا كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند، از تاریكى‏ها به سوى روشنایى بیرون برد]، (طلاق / 10 ـ 11).
این آیات با لحن خاصى این حقیقت را مطرح مى‏كنند كه پیامبران آمده‏اند تا با دستگیرى انسان، او را از تاریكى‏هایى كه به واسطه تنزلش از موطن اصلى خود، در آن افتاده است، خارج ساخته و او را به سوى نور كه همان حقیقت انسان و [روح خدا]بودن اوست، ببرند.
[یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً * وَ داعِیاً إِلَى اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً؛ اى پیامبر، ما تو را [به سِمت ]گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم؛ و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك]، (احزاب / 45 ـ 46).
این عبارات نیز بخوبى حكایتگر این حقیقت است كه بعثت انبیا براى دعوت به سوى حضرت حق است و آنان همچون چراغى تابناك، روشنگر راه آدمى در رسیدن به مقصود و هدف زندگى‏اند.
چون رسید اندر سبا این نور شرق غلغلى افتاد در بلقیس و خلق
روح هاى مرده جمله پر زدند مردگان از گور تن سر بر زدند
یكدگر را مژده مى‏دادند، هان نك ندایى مى‏رسد از آسمان
زان ندا دینها همى گردند گبز شاخ و برگ دل همى گردند سبز
از سلیمان آن نفس چون نفخ صور مردگان را وا رهانید از قبور
(مثنوى / 4/839 ـ 843)
ناگفته نماند كه قرآن كریم، ایمان و عمل صالح را دو ركن اساسى و دو ره توشه مهم براى رسیدن به هدف حقیقى و اصلى انسان در زندگى تلقى كرده است. از میان آیات بسیار، تنها به چند نمونه اشاره مى‏كنیم: [لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ * إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ؛ براستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پست‏ترین [مراتب ]پستى بازگردانیدیم، مگر كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند كه پاداشى بى‏منت خواهند داشت]، (تین / 4 ـ 6).
[إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ...؛ واقعا انسان دستخوش زیان است، مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند]،(عصر / 2 ـ 3).
بنابراین، بر اساس آیات قرآن چند امر روشن گشت:
اول، هدف زندگى خارج از آن و در پایان راه آن قرار دارد، نه در متن آن.
دوم، هدف زندگى رسیدن و بازگشت به حقیقت اصلى خود یعنى [حقیقت انسان] و [روح خدا] است.
سوم، خداوند چگونگى و كیفیت رسیدن به این هدف را توسط انبیاء الهى براى ما روشن ساخته است. خداوند در كنار عقل كه حجت درونى است و در راه رسیدن به هدف زندگى ما را به كلیاتى رهنمون مى‏كند انبیا و كتب آسمانى را به منظور راهنمایى و معرفى جزئیات این راه و مسیر، فرستاده است.
چهارم، ایمان و عمل صالح دو ركن اصلى و مهم براى نیل به هدف حقیقى زندگى تلقى شده است.
از همه آنچه به طور فشرده و اجمالى گفتیم، روشن مى‏شود هدف زندگى براى نوجوان، جوان، دانشجو، كارگر، كارمند، پزشك، عارف، هنرمند، معلم، زن، مرد و در یك كلمه [انسان]، یكسان است و البته هر كس به اندازه ایمان و عمل صالح خود كه دارد و یا كسب مى‏كند، مى‏تواند به هدف حقیقى زندگى دست‏ یابد. معنى این سخن این است كه عارف بودن یا مذهبى بودن، لزوما از هنرمند بودن، یا جوان بودن یا تلاشگر بودن یا پزشك و كارگر و ... بودن جدا نیست؛ بلكه صاحبان هر شغل و هر حرفه و دارندگان هر ذوق و طبعى، مى‏توانند با شناخت صحیح هدف زندگى و چگونگى رسیدن به آن و به كار بستن اعمال، عقاید، اوصاف و اخلاق بخصوصى و در یك كلام [ایمان و عمل صالح] در سیر به سوى خداوند و بازگشت به حقیقت انسانى شركت جویند.
با این نگاه به هدف زندگی، تلاش در جهت ایمان وعمل صالح هر چند سخت باشد اما بسیار لذت بخش است. او رو به سوی خدا آوردن هر چند دوری برخی از اطرافیان را به دنبال دارد اما بسیار آرامش بخش و آمیخته با انس و لطف است و هجران از این وصال بسیار جانسوز است چنان که عبدالرحمن جامى در شرح این دو بیت از مولانا جلال الدین رومى:
بشنو از نى چون حكایت مى‏كند و زجدایى‏ها شكایت مى‏كند
كز نیستان تا مرا ببریده‏اند در نفیرم مرد و زن نالیده‏اند
این گونه مى‏سراید:
حبذا روزى كه پیش از روز و شب فارغ از اندوه و آزاد از طرب
متحد بودیم با شاه وجود حكم غیریت به كلّى محو بود
بود اعیانِ جهان بى‏چند و چون ز امتیاز علمى و عینى مصون
نى به لوح علمشان نقش ثبوت نى ز فیض خوان هستى خورده قوت
نى ز حق ممتاز و نى از یكدگر غرقه دریاى وحدت سربه‏سر
ناگهان در جنبش آمد بحر جود جمله را در خود ز خود بیخود نمود
امتیاز علمى آمد در میان بى‏نشان را نشان‏ها شد عیان
واجب و ممكن ز هم ممتاز شد رسم و آئین دویى آغاز شد
بعد از آن، یك موج دیگر زد محیط سوى ساحل آمد ارواح بسیط
موج دیگر زد پدید آمد از آن برزخ جامع میان جسم و جان
پیش آن كز زمره اهل حق است نام آن برزخ مثال مطلق است
موج دیگر نیز در كار آمده جسم و جسمانى پدیدار آمده
جسم هم گردید طورا بعد طور تا به نوع آخرش افتاده دور
نوع آخر آدم است و آدمى گشته محروم از مقام محرمى
بر مراتب سرنگون كرده عبور پایه پایه ز اصل خویش افتاده دور
گر نگردد باز مسكین زین سفر نیست از وى هیچ‏كس مهجورتر
نى كه آغاز حكایت مى‏كند زین جداییها شكایت مى‏كند
امید آنكه خداوند ما و شما و همه جوانان، دانشجویان و انسان‏هاى حقیقت‏جو را در شناخت هدف زندگى و رسیدن به آن، یارى دهد و ما را از اهل معرفت و نوشندگان شراب وصل گرداند.
براى آشنایى بیشتر با مباحث پیش گفته، دو كتاب ذیل واقعا خواندنى است:
1. انسان از آغاز تا انجام، علامه سیدمحمدحسین طباطبایى، ترجمه، تحقیق و تعلیقه از صادق لاریجانى، الزهراء، تهران.
2. مقالات، استاد محمد شجاعى، سروش، تهران، ج اول.
از منابع زیر نیز مى‏توانید استفاده نمایید:
1. فلسفه و هدف زندگى، محمد تقى جعفرى.
2. زندگى ایده‏آل و ایده‏آل زندگى، محمد تقى جعفرى.
3. انسان از دیدگاه اسلام، عبدالله نصرى.
4. فلسفه و هدف زندگى، زین العابدین قربانى.
5. هدف زندگى، شهید مرتضى مطهرى.

آخرین مطالب
   
 
 
 
 

کد موسیقی برای وبلاگ