تبلیغات
< head> سید شهـاب الدین حیدری منش - با چه دلایلی می توان به كسی كه فقط به خدا اعتقاد دارد ضرورت پیامبر(ص) را قبولاند؟
چهــــل حدیث 1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : .([1]) پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید. 2ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([2]) فرمود: هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد. 3ـقالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) .([3]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى كرد. حضرت فرمود: كار این شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمین مى زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است. 4ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) .([4]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبلیغ و هدایت مى نمایم; و تو وجه اللّه مى باشى، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظیرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من. 5ـ قالَ (رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: اى ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین مى باشد، چرا چنین نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است. 6ـ وَ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([6]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: غذاى خود را با (تناول نمودن كمى) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه دیوانگى، پیسى، جُذام، درد و ناراحتى هاى حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مى باشد. 7ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: بدترین افراد كسى است كه آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنیاى دیگرى بفروشد. 8ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: در سه چیز براى امّت خود احساس خطر مى كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدایت و معرفت پیدا كرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى. 9ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قیامت كشانده نمى شود: ایجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نیك دیگران. 10ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نماید. 11ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11] ) فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با یكدیگر سلام و مصافحه نمائید و موقع جدا شدن براى همدیگر طلب آمرزش كنید. 12ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائید چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند. 13ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) : .([13]) فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نیك مانع آن مى باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت. 14ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: بر شما باد رعایت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضى از ـ آن ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چیزى محروم گرداند كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به دیدار تو نیاید به دیدارش برو. 15ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس تكّه اى نان یا دانه اى خرما در جائى ببیند، و آن را بردارد و میل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گیرد. 16ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16]) فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است. 17ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مى باشد. 18ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([18]) فرمود: هیچ پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال هایش به لغت سریانى نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روى زمین مى باشند. 19ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. 20ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([20]) فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گریزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گریزان است، خداوند چنین جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ایشان برمى دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى ایمان از این دنیا خواهند رفت. 21ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([21]) فرمود: دانشمندى كه بین گروهى نادان قرار گیرد همانند انسان زنده اى است بین مردگان، و كسى كه در حال تحصیل علم باشد تمام موجودات برایش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گیرید چون علم وسیله قرب و نزدیكى شما به خداوند است، و فراگیرى علم، بر هر فرد مسلمانى فریضه است. 22ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([1]) فرمود: هر كس به دیدار و زیارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زیارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشین دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنیا با من همنشین شود، در آخرت همنشین من خواهد گشت. 23ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([2]) فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نماید، و هر كه با زنى به جهت زیبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد دید، و كسى كه با زنى به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته هاى او را تأمین مى گرداند. 24ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([3]) فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زیاد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت. 25ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([4]) فرمود: شكم خود را از خوراك سیر و پر مگردانید، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هایتان مى گردد. 26ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: هر كه ریاست و مسئولیتى را بپذیرد و بداند كه أهلیّت آن را ندارد، ـ در قبر و قیامت ـ جایگاه او پر از آتش خواهد شد. 27ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([6]) فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعیف و بى دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بى دین كیست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگیرى از كارهاى زشت نمى كند. 28ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نماید. 29ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهمیّت مى دهند تا مبادا مریض شوند ولیكن اهمیّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند. 30 ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئیدن سبزیجات مى باشند. 31ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بیفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش مى گرداند. 32ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11]) فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیكو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامى دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید. 33ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى یابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشید با چه كسى دوست و همنشین مى باشید. 34ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([13]) فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هیجده درجه، و انجام صله رحم بیست و چهار درجه افزایش خواهد داشت. 35ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: هیچ مؤمن و مؤمنه اى مریض نمى گردد مگر آن كه خطاها و لغزش هایش پاك و بخشوده مى شود. 36ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس بزرگ سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختى ها و مشكلات در أمان مى دارد. 37ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16 ]) فرمود: تمامى چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گریه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بیدار بوده باشد. 38ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: سرور و سیّد مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سیّد و سرور انسان ها در قیامت پرهیزكاران مى باشند. 39ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([18]) فرمود: جبرئیل مرا موعظه و نصحیت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بین تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتیجه و پاداش آنرا خواهى گرفت. 40ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چیز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خوشنودى و خشم، میانه روى در نیاز و توانمندى، بخشیدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، دیدار خویشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و این كه خاموشیم اندیشه و سخنم، یادآورى خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد. .

با چه دلایلی می توان به كسی كه فقط به خدا اعتقاد دارد ضرورت پیامبر(ص) را قبولاند؟

 

مى‏توان با دو تقریر كه هر یك مكمل دیگرى است، ضرورت نبوت را اثبات كرد.

تقریر اول:

در این تقریر، با سه مقدمه مى‏توان ضرورت نبوت را اثبات كرد:
1. انسان براى این آفریده شده كه با عبادت و اطاعت خداى متعال، شایستگى دریافت رحمت‏هایى را پیدا كند كه ویژه انسان‏هاى كامل است. اما از آن جا كه این كمال و سعادتِ والا، جز از راه انجام دادن افعال اختیارى، حاصل نمى‏شود، مسیر زندگى بشر دو راهه و دو سویه قرار داده شده است، تا زمینه گزینش براى وى فراهم شود.

2. اختیار و انتخاب آگاهانه، علاوه بر قدرت بر انجام كار و فراهم شدن زمینه ‏هاى بیرونى براى كارهاى گوناگون و وجود میل و كشش درونى به سوى آنها، نیاز به شناخت صحیح نسبت به كارهاى خوب و بد و راه‏هاى شایسته و ناشایسته دارد؛ و در صورتى انسان مى‏تواند راه تكامل خویش را آزادانه و آگاهانه انتخاب كند كه هم هدف و هم راه رسیدن به آن را بشناسد و از فراز و نشیب‏ها و پیچ و خم‏ها و لغزشگاه‏هاى آن، آگاه باشد. پس مقتضاى حكمت الهى این است كه ابزار و وسایل لازم براى تحصیل چنین شناخت‏هایى را در اختیار بشر قرار دهد؛ وگرنه همانند كسى خواهدبود كه مهمانى را به مهمانسرایش دعوت كند. ولى محل مهمانسرا و راه رسیدن به آن را به او نشان ندهد؛ و بدیهى است كه چنین رفتارى خلاف حكمت و موجب نقض غرض است.

3. شناخت‏هاى عادى و متعارف انسان‏ها كه از همكارى حس و عقل به دست مى‏آید، هر چند نقش مهمى در تأمین نیازمندى‏هاى زندگى ایفا مى‏كند؛ براى بازشناختن راه كمال و سعادت حقیقى، در همه ابعاد فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و دنیوى و اخروى كافى نیست؛ زیرا این همه صفات ناپسند و كارهاى ناروا كه در جامعه انسانى مشاهده مى‏شود، همه از كسانى است كه عقل و قوه تمیز دارند؛ جز این كه در اثر خودخواهى و سودپرستى و هوسرانى، عقلِ آنان مغلوب عواطف و تابع هوا و هوس گردیده، در نتیجه دچار گمراهى شده‏اند. علاوه بر آن كه براى شناخته شدن راه صحیح زندگى در همه ابعاد و جوانبش، باید آغاز و انجام وجود انسان و پیوندهایى كه با موجودات دیگر دارد؛ و روابطى كه مى‏تواند با همنوعان و سایر آفریدگان برقرار كند و تأثیراتى كه انواع روابط گوناگون مى‏تواند در سعادت یا شقاوت او داشته باشد، معلوم گردد؛ و نیز باید كسر و انكسار بین سودها و زیان‏ها و مصالح و مفاسدِ مختلف شناخته شود و مورد ارزیابى قرار گیرد، تا وظایف میلیاردها انسانى كه داراى ویژگى‏هاى بدنى و روانى متفاوت هستند و در شرایط مختلف طبیعى و اجتماعى زندگى مى‏كنند، مشخص شود. ولى احاطه بر همه این امور براساس تجربه و تاریخ بشر، نه تنها براى یك یا چند فرد میسر نیست؛ بلكه براى بسیارى از گروه‏هاى متخصص در رشته‏هاى علوم مربوط به انسان هم مقدور نیست.
با توجه به این سه مقدمه، به این نتیجه مى‏رسیم كه مقتضاى حكمت الهى این است كه راه دیگرى وراى حس و عقل براى شناختن مسیر تكامل همه جانبه، در اختیار بشر قرار دهد؛ تا انسانها بتوانند مستقیماً یا با وساطت فرد یا افراد دیگرى از آن بهره‏مند شوند؛ و آن همان راه [وحى] است كه در اختیار انبیا(ع) قرار داده شده است و ایشان به طور مستقیم و دیگران به وسیله ایشان، از آن بهره‏مند مى‏شوند و آنچه را براى رسیدن به سعادت و كمال نهایى لازم است، فرا مى‏گیرند. نگا: محمد تقى مصباح یزدى، آموزش عقاید، مجلد اول، صص 215 - 212 و علامه سید محمدحسین طباطبایى، آموزش دین، صص 69 - 68.

تقریر دوم:

در این تقریر نیز با توجه به چند مقدمه، ضرورت نبوت اثبات مى‏شود.

1. با توجه به روند تغییر و تحول موجودات گوناگون دانسته مى‏شود كه دستگاه آفرینش با تربیت تكوینى خود هر نوعى از موجودات را به سوى كمال مناسب آن سوق مى‏دهد (دانه گندم به سوى سنبل شدن، هسته میوه به سوى درختى سرسبز و پر از میوه گشتن، نطفه به سوى یك حیوان یا انسان شدن و...). اگر چه در میان این انواع، افرادى در مسیر تكوینى خود گرفتار یك سلسله آفات و صدمات شده و از راه بازمانده‏اند؛ ولى در عین حال، دستگاه آفرینش هرگز از پیشه‏اش دست نكشیده، به كار خود ادامه داده؛ و كاروان هستى را پیوسته به سوى مقاصد ویژه خود هدایت مى‏كند؛ و چون انسان یكى از این انواع است، ناچار از طریق آفرینش به سوى مقصد كمالى خود هدایت مى‏شود.

2. انسان، نوعى است كه در همه شؤون زندگى خود مدنى و اجتماعى است؛ اما آفرینش نوع انسان به گونه‏اى است كه هر چیز را براى خود مى‏خواهد. ازاین‏رو، آدمى از نیروى طبیعت و از همه فواید وجودى موجودات و عناصر دیگر به نفع خود استفاده مى‏كند. به بیان دیگر، انسان موجودى استخدام‏طلب بوده، اجتماع را براى تكمیل استخدام و به خدمت گرفتن دیگران براى خود انتخاب كرده است. اما وقتى انسان براى استخدام و استفاده از دیگران با آنان مواجه مى‏شود، متوجه مى‏گردد كه آنان نیز مانند وى بوده و همان طور كه او مى‏خواهد از نتیجه فعالیت دیگران بهره‏مند شود، آنها نیز مى‏خواهند از فعالیت او استفاده كنند. این حقیقت، آدمى را وادار مى‏سازد كه به تعاون و همكارى با دیگران تن در دهد؛ چرا كه مى‏بیند به تنهایى و در نتیجه كار و كوشش خود، بدون استفاده از مساعى دیگران، نمى‏تواند لوازم زندگى خود را تأمین نماید؛ و از جهت دیگر، نمى‏تواند كارو كوشش دیگران را بلاعوض و به رایگان تملك كند؛ زیرا دیگران نیز مانند او انسان بوده، چیزى را كه وى از دیگران مى‏خواهد، آنان نیز از وى مى‏خواهند. به هر روى، در اثر همین احتیاج و ضرورت، افراد انسان گرد هم آمده، از یارى همدیگر استفاده مى‏كنند؛ و در حقیقت كار و كوشش افراد روى هم ریخته مى‏شود؛ سپس هر كس به اندازه موقعیت و فعالیت اجتماعى خود از آن بهره مى‏برد.

3. از آن جا كه انسان از راه ناچارى به زندگى اجتماع تعاونى تن در داده؛ وگرنه به حسب طبع اولى، منافع زندگى خود را مى‏خواهد و بس؛ پیوسته از ته دل در فكر پاره كردن این بند است؛ و از این جهت، هر وقت نیرویى پیدا كند و قدرتى در خود بیابد، از پایمال كردن حقوق دیگران مضایقه نخواهد داشت؛ چنان كه تاریخ گواه صادقى است بر این مدعا. از همین‏جاست كه انسان حس مى‏كند كه بدون قانونى حكم‏فرما كه حقوق افراد را تأمین كند، زندگى انسان و بقاى جامعه و حیات نوع، امكان‏پذیر نیست؛ و از همین رو پیوسته قوانینى در جامعه‏هاى انسانى دایر بوده است.

4. اما قوانین بشرى نمى‏توانند اختلاف‏ها را به طور اساسى و ریشه‏اى و حقیقى حل كنند؛ زیرا چگونه ممكن است شعور غریزى انسان كه خود منشأ بروز اختلاف و فساد، سودخواهى و منفعت‏طلبى خویش است؛ منشأ رفع اختلاف و عامل از میان بردن فساد و بهره‏كشى از دیگران شود؟ ما در صحنه آفرینش عاملى نداریم كه به اثرى دعوت كند و به نابود كردن اثر خود نیز دعوت كند علاوه بر آن كه قوانین بشرى بر افعال و اعمال اجتماعى مردم نظارت دارند، نه بر شعور درونى و احساسات نهانى آنها؛ در حالى كه اختلاف از شعور درونى، خودخواهى و احساسات نهانى سرچشمه مى‏گیرد. از این بیان، روشن مى‏شود كه طریق رفع این اختلاف تنها اصلاح احساسات درونى انسان است، نه تأكید و تشدید آنها؛ و نه اصلاح متولى قوانین.

با توجه به این چهار مقدمه، مى‏گوییم از آن جا كه خداوند متعال هر نوعى را به سوى كمالش و به طرف هدف‏هاى وجودیش مى‏رساند و نوع انسان نیز از این حقیقت مستثنى نیست؛ و چون وجود اختلاف، مانعى براى صلاح نوع و كمال انسانى است و قوانین بشرى نمى‏توانند این مانع را از سر راه بشر بردارند؛ حضرت حق یك سلسله قوانین و مقررات را كه به هر سه جهت اعتقاد، اخلاق و اعمال آدمى رسیدگى مى‏كند، براى هدایت انسان در جهت نیل به كمال حقیقى و سعادت، توسط انبیاء الهى به او وحى و ابلاغ كرده است. پس وجود انبیاء و مبعوث كردن آنها ضرورت دارد.
به بیان دیگر، از آن جا كه قوانین بشرى نمى‏توانند چاره‏ساز اختلاف باشند و در نتیجه، انسان را به سوى سعادت حقیقى خود رهنمون شوند، خداى متعال باید مردم را به سوى راه و رسم زندگى از طریقى هدایت فرماید كه از هرگونه خطا و لغزش مصون بوده، اختلاف را به صورت ریشه‏اى و عمیق برطرف سازد؛ و آن طریقه نبوت است؛ یعنى، خداى متعال از راه وحى به برخى از بندگان خود یك رشته معارف و احكام را تعلیم مى‏كند كه به كار بستن آنها بشر را به سوى سعادت واقعى رهبرى مى‏كند. نگا: علامه سید محمدحسین طباطبایى، مجموعه رسائل

، به كوشش سید هادى خسروشاهى، صص 35 - 27 و آموزش دین، صص 72 - 70

آخرین مطالب
   
 
 
 
 

کد موسیقی برای وبلاگ