تبلیغات
< head> سید شهـاب الدین حیدری منش - چرا سنی ها در نماز خواندن اعتقاد به این دارند كه با دست بسته نماز بخوانند و نیز چرا سجده بر مهر را روا نمی دانند؟
چهــــل حدیث 1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : .([1]) پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید. 2ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([2]) فرمود: هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد. 3ـقالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) .([3]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى كرد. حضرت فرمود: كار این شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمین مى زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است. 4ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) .([4]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبلیغ و هدایت مى نمایم; و تو وجه اللّه مى باشى، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظیرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من. 5ـ قالَ (رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: اى ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین مى باشد، چرا چنین نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است. 6ـ وَ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([6]) رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: غذاى خود را با (تناول نمودن كمى) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه دیوانگى، پیسى، جُذام، درد و ناراحتى هاى حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مى باشد. 7ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: بدترین افراد كسى است كه آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنیاى دیگرى بفروشد. 8ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: در سه چیز براى امّت خود احساس خطر مى كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدایت و معرفت پیدا كرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى. 9ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قیامت كشانده نمى شود: ایجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نیك دیگران. 10ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نماید. 11ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11] ) فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با یكدیگر سلام و مصافحه نمائید و موقع جدا شدن براى همدیگر طلب آمرزش كنید. 12ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائید چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند. 13ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) : .([13]) فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نیك مانع آن مى باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت. 14ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: بر شما باد رعایت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضى از ـ آن ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چیزى محروم گرداند كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به دیدار تو نیاید به دیدارش برو. 15ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس تكّه اى نان یا دانه اى خرما در جائى ببیند، و آن را بردارد و میل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گیرد. 16ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16]) فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است. 17ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مى باشد. 18ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([18]) فرمود: هیچ پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال هایش به لغت سریانى نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روى زمین مى باشند. 19ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. 20ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([20]) فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گریزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گریزان است، خداوند چنین جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ایشان برمى دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى ایمان از این دنیا خواهند رفت. 21ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([21]) فرمود: دانشمندى كه بین گروهى نادان قرار گیرد همانند انسان زنده اى است بین مردگان، و كسى كه در حال تحصیل علم باشد تمام موجودات برایش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گیرید چون علم وسیله قرب و نزدیكى شما به خداوند است، و فراگیرى علم، بر هر فرد مسلمانى فریضه است. 22ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([1]) فرمود: هر كس به دیدار و زیارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زیارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشین دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنیا با من همنشین شود، در آخرت همنشین من خواهد گشت. 23ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): ([2]) فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نماید، و هر كه با زنى به جهت زیبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد دید، و كسى كه با زنى به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته هاى او را تأمین مى گرداند. 24ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([3]) فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زیاد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت. 25ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([4]) فرمود: شكم خود را از خوراك سیر و پر مگردانید، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هایتان مى گردد. 26ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([5]) فرمود: هر كه ریاست و مسئولیتى را بپذیرد و بداند كه أهلیّت آن را ندارد، ـ در قبر و قیامت ـ جایگاه او پر از آتش خواهد شد. 27ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([6]) فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعیف و بى دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بى دین كیست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگیرى از كارهاى زشت نمى كند. 28ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([7]) فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نماید. 29ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([8]) فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهمیّت مى دهند تا مبادا مریض شوند ولیكن اهمیّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند. 30 ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): .([9]) فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئیدن سبزیجات مى باشند. 31ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([10]) فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بیفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش مى گرداند. 32ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([11]) فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیكو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامى دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید. 33ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([12]) فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى یابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشید با چه كسى دوست و همنشین مى باشید. 34ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([13]) فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هیجده درجه، و انجام صله رحم بیست و چهار درجه افزایش خواهد داشت. 35ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([14]) فرمود: هیچ مؤمن و مؤمنه اى مریض نمى گردد مگر آن كه خطاها و لغزش هایش پاك و بخشوده مى شود. 36ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([15]) فرمود: هر كس بزرگ سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختى ها و مشكلات در أمان مى دارد. 37ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([16 ]) فرمود: تمامى چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گریه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بیدار بوده باشد. 38ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([17]) فرمود: سرور و سیّد مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سیّد و سرور انسان ها در قیامت پرهیزكاران مى باشند. 39ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([18]) فرمود: جبرئیل مرا موعظه و نصحیت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بین تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتیجه و پاداش آنرا خواهى گرفت. 40ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله): .([19]) فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چیز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خوشنودى و خشم، میانه روى در نیاز و توانمندى، بخشیدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، دیدار خویشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و این كه خاموشیم اندیشه و سخنم، یادآورى خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد. .

چرا سنی ها در نماز خواندن اعتقاد به این دارند كه با دست بسته نماز بخوانند و نیز چرا سجده بر مهر را روا نمی دانند؟      

 

در رابطه با اختلاف شیعه و اهل سنت در مورد وضو، نماز و سجده بر مهر توجهتان را به مطالب زیر جلب می نماییم: در ابتدا ذكر یك مطلب به عنوان مقدمه و به صورت كلی لازم است : به اعتقاد شیعه امامیه , هیچ كس جز نبی اكرم (ص ) حق تشریع , تفسیر و تبیین احكام الهی را ندارد.

پیامبر اكرم (ص ) از طریق اتصال به منبع وحی , از احكام الهی مطلع می شدند و مأمور به تبلیغ این احكام بودند. پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان , ائمه (ع ) برای تبیین احكام الهی (و نه تشریع آن) منصوب شده اند.
از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرق مسلمین : [انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی ما ان تمسكتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شیء گرانبها میان شما باقی می گذارم : كتاب خدا و اهل بیتم , مادامی كه به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد]. اگر ائمه (ع ) حكمی یا كیفیت عملی را بیان می كنند, صرفا بیان حكم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اكرم (ص ) است و از پیش خود چیزی را تشریع نمی كنند.
منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در كیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمی گردد:
1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اكرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول اسلام , دوران دسترسی به كسی كه مبین حكم الهی بود به سر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اكرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - كه راه دسترسی به بیانگر حكم الهی را بسته می دیدند - برای یافتن پاسخ سؤالات خود, با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند. اما از دیدگاه شیعه، ائمه معصومین , مفسر و بیانگر حكم الهی بعد از نبی اكرم و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبی اكرم , نیز دسترسی به مبین و مفسر احكام الهی داشتند و ائمه (ع ), آنچه را كه حكم الهی بود تبیین می كردند; مثلا در مسائلی چون : آیا می توان با كفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار, چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود, می توان بر آن سجده كرد یا نه ؟ آیا خواندن سوره هایی كه سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و..., در حالی كه اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد كرده اند.
2- تغییرات و تشریعاتی كه از سوی خلفا, پس از رحلت رسول اكرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تكتف (دست بسته نماز خواندن ), عموما از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند, آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این عمل را جویا شد, گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم . عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم (مستند العروه الوثقی , آیت الله خویی , ج 4, ص 445 - جواهرالكلام , ج 11, ص 19).
در مسأله وضو آمده است كه وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی كنونی شیعه بوده است . این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد كه می فرماید: [وامسحوا برؤوسكم و ارجلكم] (مائده , آیه 6) در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است , در حالی كه اهل تسنن پاها را می شویند, علت تغییر وضو این بود كه عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد, او سپس وضوی پیامبر را به شكلی كه اكنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود.
این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد, لكن حكومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ كردند و شرایطی به وجود آوردند كه برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاكم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت . برای آگاهی بیشتر ر . ك : وضوء النبی من خلال ملابسات التشریع , علی الشهرستانی , نشر مشعر.
علت استفاده از مهر این است كه:
اولاً: بنا بر روایات بسیارى - كه شیعه و سنى نقل نموده‏اند - پیامبر(ص) بر خاك سجده مى‏كردند و در تابستان كه بر اثر هواى عربستان خاك و ماسه‏هاى كف مسجد النبى(ص) بسیار گرم و سوزان مى‏شد، بر حصیر سجده مى‏كردند.
ثانیا: عبادت توقیفى است و در اجزا و شرایط آن باید براساس قول و فعل شارع عمل كرد؛ چنان كه خود پیامبر(ص) نیز فرموده‏اند: [صلّوا كما رأیتمونى اصلى؛ همانطور كه مى‏بینید من نماز مى‏خوانم، شما نیز نماز بخوانید]. بنابراین از نظر فقهى بر غیر آنچه كه پیامبر(ص) بر آن سجده كرده‏اند، سجده جایز نیست.
ثالثا: اساس سجده، بریدن از دنیا و متعلقات آن و خضوع و خشوع كامل در پیشگاه خدا است و در روایت است كه انسان به خوردنى‏ها و پوشیدنى‏هاى خود تعلق بسیار دارد. پس بر این گونه امور سجده روا نیست و جبهه برخاك ساییدن بیشترین كرنش و تواضع و دورى جستن از تعیّنات و تعلقات را در پى دارد.
رابعا: مهر نزد شیعه موضوعیت ندارد؛ بلكه ملاك همان سجده بر خاك است و مهر وسیله‏اى است كه سجده بر خاك را در هر جا و هر مكان سهل و آسان مى‏سازد.
خامسا: عالمان برجسته و عارفان اهل سنت نیز سجده بر خاك را تأكید كرده‏اند؛ هم‏چنان كه امام‏محمد غزالى در كتاب [احیاءالعلوم] بر این مسأله انگشت نهاده است. بنابراین مخالفت برخى از اهل سنت با این مسأله، از روى ناآگاهى و تعصبات جاهلانه است و از نظر منابع فقهى و عالمان برجسته اهل سنت نیز سجده بر خاك افضل است و اگر اشكالى هست در این است كه چرا برخلاف سنت پیامبر(ص) اهل سنت بر هر چیزى حتى فرش و... سجده مى‏كنند.
خلاصه کلام آن که شیعه با اعتقاد به ولایت و وصایت ائمه هدی(ع) معتقد است که احکام فقهی مربوط به هر بخشی از زندگی از جمله نماز و وضو با هدایت اهل بیت معصوم رسول گرامی(ع) همان است که تاکنون باقی مانده است، این مطلب را منابع اهل سنت هم تأیید می کند. به عنوان مثال ، حذف [حی علی خیر العمل] در اذان صبح، دست بستن در حال قیام و قرائت نماز و یا تحریم ازدواج موقت، از اموری که اهل سنت هم قبول دارند که برخلاف سنت رسول خدا(ص) در عصر خلافت خلیفه دوم (عمر) و با سلیقه او به وجود آمده است. از این رو باید گفت، اهل سنت به دلیل پشت کردن به امامت امیر مؤمنان و فرزندان معصومین(ع) دچار تحریفات جدی در امر عقیده و عمل اسلامی شده اند که در جای خود برای اهل تحقیق روشن و آشکار است.
در این باره مطالعه کتاب 11 جلدی الغدیر مرحوم علامه امینی و یا کتاب [المراجعات] مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین که به فارسی هم برگردانده شده است (ترجمه محمد جعفر امامی) مفید خواهد بود.با این مقدمه می گوییم:
پیامبر اسلام , دست بسته نماز نمی خواندند و اگر دست بسته نماز می خواندند و سنت همیشگی پیامبر آن گونه بود, در این صورت , همه آن طور می خواندند و كسی در آن اختلاف نمی كرد. از خصوصیات شیعه پای بندی به سنت پیامبر است .
اگر پیامبر اسلام دست بسته می خواندند: اولا, شیعیان قطعا دست بسته می خواندند. هیچ كدام از امامان معصوم شیعه نگفته اند كه پیامبر دست بسته نماز می خوانده است , (مستند العروه , آیت الله شیخ مرتضی بروجردی , ج 4, ص 445).
ثانیا, اگر عمل پیامبر می بود, اهل سنت نیز دست بسته خواندن را واجب می دانستند در حالی كه هیچ كدام از چهار فرقه فقهی اهل سنت این عمل را واجب نمی دانند حتی مالكی ها آن را مستحب هم نمی دانند, (الفقه علی المذاهب الخمسه , مغنیه , ص 109). آنان كه اولین بار دست بسته نماز خواندن را رسم كردند چنین فكر كردند كه چنین حالتی به خود گرفتن , یك نوع احترام و تواضع در برابر خداوند است و برای همین , دستور دادند كه از آن به بعد در نمازها دست بسته باشند.
دست روی دست گذاشتن و هر دو دست را روی شكم گذاشتن , در اصطلاح فقهی تكتیف نامیده می شود. در این كه از چه زمانی دست بسته نماز خواندن سنت شد اختلاف نظر هست . برخی معتقد هستند كه در زمان خلیفه اول ابوبكر چنین رسمی رواج یافت و بعضی ها معتقدند كه در زمان خلیفه دوم عمربن خطاب , این سنت رواج یافت .
بنابراین , اهل سنت نیز این عمل را عمل پیامبر نمی دانند, بلكه عمل صحابه پیامبر بعد از رحلت نبی اكرم (ص ) می دانند و داستان آن را چنین آورده اند كه وقتی كه اسیران ایرانی را نزد عمر بن خطاب آوردند, عمر بن خطاب آنها را دست بسته دید و پرسید: چرا چنین كرده اید؟ گفتند: رسم ما ایرانیان این است كه در برابر پادشاهانمان چنین می ایستیم . عمر بن خطاب از این حالت خوشش آمد و دستور داد از این پس در نماز چنین بایستند و مردم هم مطابق دستور عمل كردند و به این ترتیب , تكتف, سنت شد, (مستند العروه , ج 4, ص 445 - جواهر, ج 11, ص 19).
شیعیان براساس روایاتی كه از امامان معصوم رسیده , به تكتف معتقد نیستند و به جای آن , دست ها را روی ران ها می گذارند و پایین می اندازند. برخی از روایات چنین است : الف ) به امام صادق (ع ) یا امام باقر(ع ) گفته شد: كسی دست خود را روی دست دیگر می گذارد و نماز می خواند, حكم این چیست ؟ جواب داد: این , تكتف است و انجام نشود. ب ) علی (ع ) فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روی دست دیگر, خود را به مجوس تشبیه نمی كند. ج ) امام باقر(ع ) فرمود: در نماز تكتف نكن كه این كار مجوس است. د ) در روایتی آمده است كه تكتف, كار شایسته ای نیست , (وسایل الشیعه , ج 4, ص 1264, ابواب قواطع الصلوه , باب 15). ه ) امام باقر(ع ) فرمود: وقتی به نماز برمی خیزی , دست هایت را رها كن , آنها را روی ران هایت بگذار و انگشتانت را باز نكن. و ) از امام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت فرمود: در نماز دست ها را روی ران ها بگذارید و آن ها را رها كنید و انگشتان دست را به هم بچسبانید,
(وسائل الشیعه , ج 4, ص 710, باب 17 از ابواب قیام و ص 674, باب 1, افعال الصلوه , ح 1).{
V حكم فقهی تكتف از نظر شیعه : اگر تكتف را جزء نماز بدانیم , در این صورت , حرام و نماز باطل است و در این شكی نیست . اگر تكتف را به عبودیت و خضوع انجام دهیم , در این صورت هم جایز نیست . اگر تكتف را به عنوان یك عملی انجام بدهیم , در این صورت , مشهور گفته اند حرام است و برخی گفته اند مكروه است و می توان گفت كه تكتف فی حد نفسه حرام نیست ولی در مكروه بودن آن تردیدی وجود ندارد, (مستند العروه , ج 4, ص 445).
اما سجده بر مهر:
شیعیان سجده بر زمین و آنچه که از آن می روید را به شرط آنکه خوراکی و پوشاکی نباشد جایز می داند.(وسایل الشیعه، کتاب الصلوه، باب اول از ابواب [ما یسجد علیه] اما غیر شیعه سجده بر همه چیز را روا دانسته(الخلاف، شیخ طوسی، 1/357) و شیعیان را به بت پرستی متهم می دارند.( ایده ها و عقیده ها، سید محمد شفیعی، 297 و 298؛ همراه با راستگویان، محمد تیجانی، ص385 تا 389) دلیل ما آن است که:
1- هر دو گروه فوق این روایت را نقل کرده اند که حضرت محمد، صلی الله علیه و آله از موضع بیان نعمت هائی که خداوند فقط به ایشان و پیروانش عنایت فرموده، جنین گفتند: [جعلت لی الارض مسجدا و طهورا] خداوند زمین را برای من سجده گاه و یکی از عوامل طهارت (مثل تیمم) قرار داد.(المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ماده [ارض] - [سجد])
با این حدیث اصل جواز سجده بر زمین اثبات می شود، و به دو دلیل عقلی و روایی سجده فقط بر زمین یا آنچه که از آن می روید صحیح است. یکی آن که پیامبر جز بر زمین یا حصیر و آنچه که مثل آن از زمین می روید سجده نکردند، و چون عبادت توقیفی و تعبدی است ما در صحت سجده به غیر این ها، اگر یقین به بطلان نداشته باشیم، حداقل شک در صحت آن داریم بنابراین اصل عقلی و عقلائی عدم جواز است. جالب اینجاست که در برخی از روایات که خود اهل سنت نقل کرده اند، رسول خدا، صلی الله علیه و آله، جز بر زمین سجده نمی کردند [کان لا یسجد الا علی الارض].(مجمع الزوائد، ج2، ص57)
دیگر آنکه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام جزو اهل بیت و عترت اند و باید به ایشان نیز مراجعه کرد،(به دلالت احادیث ثقلین که مورد قبول شیعه و غیر شیعه است) از حدیث آن حضرت بهره می جوئیم که فرمود: [جز بر زمین یا آنچه که از زمین می روید سجده مکن مگر پنبه و کتان (و در سایر روایات: و هر آنچه خوردنی یا پوشیدنی است)].(الخلاف، شیخ طوسی) از این رو ماشیعیان، اصل جواز سجده بر خاک را از حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله (که مورد توافق با غیر شیعه است) گرفته ولی عدم جواز سجده بر غیر زمین را از عترت (که طبق اعتراف غیر شیعه، دستور به اخذ سنت و تبعیت از آنان داریم) دریافت می کنیم.
2- اساسا روایات کتب معتبر غیر شیعه (معروف به صحاح سته) نیر دلالتی بر اینکه رسول گرامی، صلی الله علیه و آله بر غیر از زمین و آنچه از زمین می روید (به شرط پوشیدنی و خوردنی نبودن) سجده کرده باشد، ندارد.
توضیح اینکه: روایات کتب یاد شده بر سه دسته اند: 1) روایاتی که دلالت دارند آن حضرت از آغاز بعثت تا پایان عمر، همواره بر روی خاک یا ریگ سجده می کردند. 2) روایاتی که دلالت دارند مسلمانان موقعی که ریگها داغ بودند، قبل از انجام سجده، به مدت کمی آنها را در دستان خود نگه می داشتند تا از گرمای آن کاسته شود و سپس سجده می کردند. 3) و اینکه گاهی به خاطر داغ بودن ریگ، چیزی (مثل خمره که قطعه بسیار کوچکی از حصیر بافته شده از لیف خرما بود) بر روی آن انداخته و سجده می کردند.(این تقسیم بندی توسط علامه امینی در کتاب [سیرتنا و سنتنا] که به بررسی کتب غیر شیعه صورت گرفته درج گردیده.)
و البته معلوم است که اصلا آن زمان فرشها و زیلوهای امروزی در کار نبود تا ادعا شود آن حضرت بر فرش نیز سجده می کردند. (حال آنکه غیر شیعه بر فرش هم سجده می کنند) بلی، آن حضرت همیشه بر خاک و ریگ سجده نمی کرده ولی بر بوریا، خمره و ... نیز سجده می کردند که تمام اینها نیز از نظر شیعه پذیرفته شده است، زیرا اقلام فوق همان روئیدنی هائی هستند که قابلیت خوراک و پوشاک ندارند.
3- منش رفتاری شیعه در سجده بر مهر، نه از آن روست که بر مهر سجده کرده و آنرا همانند پروردگار شایان پرستش و قداست ببیند، بلکه چون استفاده از زمین پاک غیر غصبی فاقد گرما یا رطوبت همیشه و در همه جا ممکن نیست، و از سوئی انسان نیایشگر به نماز همیشه نیاز داشته و حتی در غیر موقع نماز نیز به سجده می پردازد (مثل سجده واجب قرآن که با شنیدن اش الزامی می گردد) از اینرو مقداری از خاک بهداشتی و جامع ویژگیهای صحت شرعی را در قالب مهر درآورده تا راحت تر باشند.
حالا چرا از بین آن همه اشیاء که سجده بر آن صحیح است، خاک و زمین انتخاب شده، می توان آن رادر گرو چند علت دید:
1) پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، هیچگاه بر غیر از زمین و خاک سجده نمی کرد (مگر در برخی مواقع که دسترسی آسان به زمین پاک ممکن نبود) از [عبدالله ابن مسعود] (صحابه بزرگ پیامبر) نقل شده [کان لا یسجد الا علی الارض] که او بر غیر زمین سجده نمی کرد.(مجمع الزوائد، 2/57 دار الکتاب العربی، بیروت)
البته شافعی (از پیشوایان و علمای غیر شیعه) نیز می گوید: [جای سجده پیشانی، زمین است و اگر پیشانی با زمین تماس نداشته باشد، سجده صحیح نیست](شافعی، الأم 1/114، دار المعرفه، بیروت [و من لم یمس من جبهته الارض لم یجزه السجود])
2) خاک (مخصوصا تربت حضرت سید الشهدا علیه السلام) دارای اثر معنوی فراوانی است که مورد تأکید حضرت رسول نیز بوده، همچنانکه به جابر فرمود: [یا جابر زر قبر الحسین فإن کربلا قطعه من الجنه] ای جابر قبر حسین را زیارت کن که کربلا قسمتی از بهشت است](این روایت در احقاق الحق آمده. به نقل از شهید دستغیب، کتاب سید الشهدا (علیه السلام) ص47) و بدینسان است که خاک کربلا بر سایر خاکها شرافت دارد.
بزرگ پیشوای مکتب تشیع، حضرت امام صادق، علیه السلام علت سجده بر خاک و جایز نبودن سجده بر غیر خاک را چنین می فرماید: [سجده، کرنش و خضوع برای خداست، از این رو سزاور نیست بر خوردنیها و پوشیدنیها سجده شود زیرا دنیا پرستان بنده خوراک و پوشاک اند حال آنکه سجده کننده در حال سجده خدا را پرستش می کند. پس شایسته نیست پیشانی خود را بر معبود دنیا پرستان شیفته دنیا بگذارد. باری سجده بر زمین افضل است چون تواضع و خضوع در برابر خدا را بیشتر می رساند.](علل الشرایع 1/341)
خلاصه: سجده بر مهر، تعظیم خاک نیست بلکه کرنش برای خداست و مهر وسیله ای است جهت تسهیل سجده و عبادت در هر مکان.

آخرین مطالب
   
 
 
 
 

کد موسیقی برای وبلاگ